الفيض الكاشاني

382

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

آنها چنگ بزنى همواره با رعايت آنها مسرور خواهى بود . با خويشاوند و بيگانه خوشخو باش ؛ نادانى خود را از شخص بزرگوار و فرو مايه پنهان كن برادرانت را حفظ كن ؛ با خويشاوندانت بپيوند و آنان را از قبول سخن ساعى يا شنيدن متجاوزى كه قصد تباهى و فريب تو را دارد ايمن بدار ، بايد يارانت كسانى باشند كه هر گاه از آنها جدا شدى و آنها از تو جدا شدند غيبت يكديگر نكنيد . يكى از بزرگان گويد : « سخن‌چينى بر دروغ و حسد و نفاق استوار است و آن اجاقى است كه با ( آتش ) آن ذلّت و خوارى مىپزند . » يكى از بزرگان گويد : اگر آنچه نمّام براى تو نقل مىكند درست باشد ، در نقل دشنام نسبت به تو نيز گستاخى كرده است و كسى كه سخن از او نقل شده ( دشنام دهنده ) به بخشش تو سزاوارتر است چرا كه او روبرويت دشمنانت نداده است ، خلاصه شرّ شخص نمّام بسيار است و لازم است از او پرهيز شود ، حمّاد بن سلمه گويد : مردى بنده‌اى را فروخت و به خريدار گفت : در اين بنده هيچ عيبى جز نمامى نيست ، خريدار گفت : پسنديدم و او را خريد . غلام چند روزى صبر كرد سپس به زن مولاى خود گفت : شوهرت تو را دوست ندارد و قصد دارد هوو بر سرت بياورد ولى من با موى سرش او را به نفع تو جادو مىكنم . زن گفت : چگونه مىتوانم از مويش به دست آورم ؟ غلام گفت : هر گاه خوابيد تيغ برگير و از پشت سرش چند دانه مو بتراش تا او را بر ضرر هوويت جادو كنم و تو را دوست بدارد ، آنگاه به شوى زن گفت : زنت دوستى گرفته و مىخواهد تو را بكشد . پس خودت را در برابر او به خواب بزن تا از حقيقت آگاه شوى ، مرد خود را به خواب زد و زن با تيغ آمد . مرد پنداشت كه زنش قصد كشتن او را دارد برخاست و او را بكشت ، بستگان زن آمدند و مرد را كشتند . پس كشتار ميان دو قبيله روى داد و مدتّها ادامه يافت . آفت هفدهم سخن گفتن دو زبانه است ( 1 ) شخص دو زبانه كسى است كه نزد گروهى به صورتى و نزد گروه ديگر به